آیت‌الله مرعشی به منع شرعی برای قضاوت زنان قائل نبود
32 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : Sep 16 2008 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

آيت‌الله مرعشی به منع شرعی برای قضاوت زنان قائل نبود

گروه انديشه: نظر مرحوم آيت‌الله مرعشی شوشتری اين بود كه اگر شرايطی فراهم شود كه زنان بتوانند به گونه‌ای قضاوت كنند، با منع شرعی مواجه نيست.



متن زير مشروح مصاحبه سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با حجت‌الاسلام و المسلمين «محمد بهرامی خوشكار»، عضو مجلس خبرگان رهبری، عضو هيئت علمی و معاونت امور طلاب مدرسه عالی شهيد مطهری و از شاگردان مرحوم آيت‌الله «سيدمحمدحسن مرعشی» است كه در مورد شخصيت استاد با ما به گفت‌وگو نشست.

ايكنا: در مورد نحوه آشنايی‌تان با مرحوم آيت‌الله مرعشی شوشتری بگوييد.

بنده از شاگردان مرحوم آيت‌الله مرعشی شوشتری هستم. من در اين مدرسه ـ حدود سال 61 ـ كه آمدم، جناب استاد مرعشی جزو اولين استادهايی بود كه با او برخورد داشتم. من خودم كتاب‌های حاشيه ملاعبدالله در منطق، مختصرالمعانی، اصول فقه مظفر، بخشی از رسائل و بخشی از شرح لمعه را نزد ايشان خواندم. مرحوم آيت‌الله مرعشی استاد راهنمای من در مقطع كارشناسی ارشد و دكتری بود. پايان‌نامه مقطع دكتری من آن زمان در دانشگاه‌های ايران در بخش حقوق و علوم سياسی رتبه اول را آورد. اين را از اين جهت می‌گويم كه زحمت‌های استاد مرعشی مد نظر باشد. اين اواخر هم توفيق داشتيم در مجلس خبرگان رهبری در خدمت ايشان باشيم و آن‌‌جا هم مقداری با هم، هم صحبت شديم و در واقع ما از وجود ايشان در مجلس خبرگان استفاده می‌كرديم.

ايكنا: در مورد مسئله قضاوت و شهادت زن كه به نوعی مربوط به پايان‌نامه شما هم می‌شود، نظر ايشان چه بود؟

در بحث قضاوت زن، بين علمای متأخر كمی در بحث‌های علمی اختلافاتی هست (نه در فتوا) و احاديثی كه در آن‌جا وجود دارد، چه از نظر سند و چه از نظر دلالت، احاديث معتبری نيست. آقای مرعشی هم نظرشان همين بود كه اگر شرايطی فراهم شود كه زنان بتوانند به گونه‌ای قضاوت كنند، منع شرعی وجود ندارد. منتهی در باب شهادت زن ايشان معتقد بود كه قرآن تصريح دارد به اين حرف كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مردم است و روايات ما هم خيلی زياد هستند كه می‌توانيم ادعای تواتر كنيم. آقای مرعشی اين حرف را می‌پذيرفت. در بحث دفاعيه ـ من البته شنيدم ـ وقتی می‌خواستند بحث نمره را مطرح كنند، ايشان آن‌جا مطرح كرده بود كه در مسئله شهادت زن، ما نمی‌توانيم كاری بكنيم و روايات به قدری زياد هستند كه نمی‌شود شهادت يك زن را در دادگاه پذيرفت. جناب آقای مرعشی خيلی نقادانه در مباحث علمی بحث می‌كردند و خيلی دوست داشتند ديدگاه‌های نويی در مسائل شرعی داشته باشند و اين در كتاب «ديدگاه‌های نو در حقوق كيفری» ايشان قابل ملاحظه هست، منتهی مسئله مهم اين‌جاست كه ايشان تماما می‌خواستند اين مسائل در قالب فقه جعفری باشد؛ يعنی نمی‌خواستند نوآوری‌هايشان از اين قالب جدا شود. به طلاب هميشه توصيه می‌كردند كه درك و فهم صحيحی بايد از مسائل اسلامی داشته باشيد، منتهی در قالب انديشه‌های اهل ‌بيت(ع).

ايكنا: از خصوصيات مرحوم مرعشی به عنوان يك استاد و بعدها به عنوان يك همكار در مجلس خبرگان بگوييد.

عرض شود كه من خود را كوچك‌تر از آن می‌دانم كه همكار ايشان باشم، بلكه ما هميشه از ايشان استفاده می‌كرديم. در مسائل درسی و علمی، استاد خيلی علاقه به تدريس داشت و همان‌گونه كه عرض كردم، وقتی كه درس می‌داد، سعی داشت قدرت خلاقيت طلاب را مقداری بالا ببرد؛ يعنی اين‌گونه نبود كه بخواهد متن حاشيه درس را خوب تفهيم كند، علاوه بر اين، دوست داشت به نقد مطالب هم بپردازد؛ مثلا گاهی وقت‌ها به يك عبارت كه می‌رسيد، می‌رفت در يك وادی ديگر و شرح می‌داد و ما هم كتاب را می‌بستيم و می‌رفتيم در همان وادی كه آقای مرعشی شرح می‌دهد و ايشان هم توی چشم‌های ما سخت خيره می‌شد و توضيح می‌داد، بعد كه كتابش تمام می‌شد؛ يعنی مطلب علميش تمام می‌شد، دوباره يك نگاهی در چشم ما می‌كرد و يك قدری سكوت می‌كرد و دوباره درس را ادامه می‌داد؛ يعنی گويا با نگاه خودش می‌خواست بفهماند كه آيا فهميديد يا نفهميديد؟ بعد ما هم در هر صورت، چه می‌فهميديم يا نمی‌فهميديم دوباره كتاب را باز می‌كرديم و شروع می‌كرديم به درس خواندن؛ يعنی در مباحث علمی هيچ وقت ابايی نداشت كه حرف خودش را بزند يا بگويد اين درست نگفته است. خيلی صريح می‌گفت و حاشيه می‌زد و اين حرف‌ها را به كار می‌برد. ما در هر صورت از اين جهت خيلی از ايشان استفاده می‌كرديم كه كتاب را بايد با ديدگاه نقادی خواند و با ديدگاه نقادی مطالعه كرد. درباره تواضع رفتاری ايشان بايد بگويم خيلی متواضع بود؛ يعنی آن‌گونه كه قرآن و آيات و روايات خواستند، ايشان اين‌گونه بود. ما هر وقت كه خدمتشان می‌رسيديم، ايشان هيچ وقت نمی‌گفت من كار دارم، بارها و بارها ـ اتاق كوچكی در مدرسه عالی شهيد مطهری دارد ـ من رفتم در زدم و ايشان چون حالش خوب نبود، دراز كشيده بود، بعد بلند می‌شد و حرف‌های ما را می‌شنيد و وقتی هم می‌خواستيم بلند شويم و برويم، می‌گفت نه بنشينيد و حرف‌های خودتان را بگوييد. در مسائل علمی همين روح تواضع را داشت. هر موقع كه می‌رفتيم بحثی مطرح كنيم، نمی‌گفت حالا نه، من بعدا به تو می‌گويم، بلكه فوری می‌گفت، بخوان، می‌خوانديم و ايشان نظر خود را می‌گفت و هيچ مشكلی نداشت از اين بابت كه بگويد من مطالعه كنم و برای روز بعد جواب بگويم. خيلی راحت نظرش را می‌گفت. هرچه را از متن می‌فهميد، می‌گفت. ايشان نظرش را بيان می‌كرد. چند بار من بيمارستان خدمتشان رسيدم، يك كتاب كه به همراه داشتم، فوری می‌گفت كتابت چيست؟ طلبه‌ها كه می‌رفتند و كتاب دستشان بود، فوری می‌گفت اين كتاب چيست؟ و بعد می‌گفت بخوان. من يادم هست تقريرات درس يك استادی را در درس خارج نوشته بودم و خدمت ايشان به بيمارستان رفتم، و گفت بخوان، حالا آدم می‌ماند كه بخواند يا نخواند، متن درس است، درست نوشته يا درست ننوشته؟ ولی اين كمك علمی به ما می‌كرد كه هميشه ذهن ما آماده و پويا باشد. خلاصه اين‌كه هم تواضع علمی داشت و هم تواضع رفتاری و اين به ما كمك می‌كرد.

ايكنا: در مورد چگونگی حضور ايشان در مجلس خبرگان برای ما بگوييد.

درباره مجلس خبرگان بحث خاصی نداريم؛ چون جناب استاد مرعشی حدود دو سال كه به دو سال هم نرسيد و ما در خدمتشان بوديم، در جلسات حاضر می‌شدند. آقای مرعشی سياسی بودند، ولی به جهت اين‌كه در محيط علمی بود، وجهه سياسی‌شان كمتر بروز می‌كرد؛ مثلا من وقتی در مجلس خبرگان رأی می‌دادم با آقای مرعشی مشورت می‌كردم. بعد ايشان نظراتش را كه می‌داد. من به نوبه خودم حس می‌كردم كه چقدر بينش سياسی دارد. وارد بود و حرف‌های خودش را می‌زد و اصولا كسی كه به مجلس خبرگان راه پيدا كند و رأی بياورد، اصلا نمی‌توان گفت، سياسی نيست، اگر سياسی نبود اين‌گونه نمی‌شد. البته حزبی نبود و مستقل بود. هميشه هم مستقل ماند و آرا و افكارش را مستقل بيان می‌كرد. آقای مرعشی ولايی هم بود؛ يعنی كلا در مباحث حكومتی ولايی بود. اصل ولايت را همان‌گونه كه در فقه مطرح است قبول داشت، اما نظرات خاصی داشت. اصولا كسی كه كانديدای مجلس خبرگان می‌شود تا ولايی نباشد به آن طرف سوق پيدا نمی‌كند؛ چون اصل آن‌جا همان ولايی بودن است و موضوع له مجلس خبرگان ولايی بودن و تعيين ولايت است و اين مسئله بايد مد نظر باشد و ايشان سخت قائل بود، منتهی خوب در مباحث حكومتی خيلی نظرات را راحت بيان می‌كرد و در سن و سالی بود كه اين‌ها برايش راحت بود و اين بود كه وقتی اين نظرات را بيان می‌كرد، بعضی‌ها استنباطات ديگری می‌كردند. ما يك وقت قم كميسيون مجلس خبرگان بود، توفيق پيدا كرديم كه با ايشان رفتيم و برگشتيم و در طی مسير بحث‌های علمی هم مطرح می‌شد، ايشان هم متواضعانه با وجود اين‌كه من شاگرداشان بودم، خيلی با ما هم‌بحث شد؛ يعنی ما از ايشان استفاده كرديم. آن‌جا خيلی بيشتر با نظرات ايشان آشنا شدم.

ايكنا: اگر از ايشان خاطره‌ای داريد، عنوان كنيد.

آقای مرعشی طبع مليحی داشت و خيلی نمكين بود و در لابه‌لای درس‌هايش يك مقداری بچه‌ها را سرگرم می‌كرد، البته شوخی‌هايی كه مخصوص بحث طلبگی است. يا در مجالس خصوصی شايد نصف بحث‌های ايشان در مسائل شوخ‌طبعی و اين مسائل خاص بود و هميشه شاد بود، منتهی هر وقت شاد بود، اهل شوخی بود و با نمك بود و يكی از علت‌های رجوع زياد شاگردان به ايشان همين مسئله بود. منتهی شوخی‌ها هم گاهی وقت‌ها تخصصی هستند و شوخی ايشان از اين نوع بود. اوايل در درس‌های ادبيات عرب، كه با ايشان می‌خوانديم، روزی فرمودند كه من در شوشتر تعدادی شاگرد داشتم و يكی از آن‌ها معمم بود. ايشان، فوت شد (در حال احتضار بالای سرش بودم)، آقای مرعشی می‌فرمود من يك روز خوابشان را ديدم. گفتم فلانی آن دنيا چه خبر است؟ می‌گفت آن شاگرد معمم سه بار گفت: «توحيد، توحيد، توحيد فقط اين به درد می‌خورد.» و خيلی روی من تأثير داشت كه در واقع آن‌چه به درد روز قيامت می‌خورد اين است كه انسان توحيدش كامل باشد و تنها قصد قربت داشته باشد. خاطره ديگر اين‌كه وقتی مريض بود من خدمت ايشان رسيدم و از هر دری سخنی رفت، من به ايشان گفتم شما شاگردان زيادی تربيت كرديد و اين می‌تواند توشه آخرت شما باشد؛ ايشان گفت توشه خوبی است، اما اگر توانسته باشم نگه‌داشته باشم؛ يعنی الباقيات‌الصالحات هست، ولی بايد آن را نگه‌داشته باشم و اين هم حاكی از روح مراقبت و مواظبت ايشان است كه انسان كارهايی كه می‌كند بايد با مراقبت و محافظت، حفظ بكند تا ان‌شاءالله باقی بماند. نكته ديگر اين‌كه آقای مرعشی با چيزی كه سخت مخالف بود اين بود كه طلاب تفكر كوچه و بازاری و عوامانه نداشته باشند، با اين مسئله سخت مخالف بود و می‌گفت شما شاگردان ائمه(ع) هستيد، آن‌ها انديشه‌های بزرگی داشتند و شما هم بايد انديشه بزرگی داشته باشيد و می‌گفت بايد اين‌گونه فكر كنيد و متفكر باشيد و با اين‌كه عوامانه فكر كنند، مسائل را خيلی ساده بگيرند، و بدون استدلال هر چيزی را بپذيرند، سخت مخالف بود و كلا با طلابی كه اين روحيه را داشتند نصيحتشان می‌كرد و خوششان نمی‌آمد كه يك طلبه خيلی ساده و بسيط فكر كند.

آدرس اینترنتی